آندیا عشق من و بابایی

آندیا دختر شهریوری

دخترم دنیای من

سلام  فرشته کوچولوی مامانی طبق معمول خوابیدی و من دارم برات مینویسم فردا تولدمه سی سالم میشه خیلی دلم میخواد این خاطره رو یه روز بخونی خیلی خوشحالم که دارمت و تو هدیه تولد امسال منی  اولین ساله که یکم خرداد باهامی  مامانی فدای چهره مهربونت بشم عزیزم همیشه باش,فقط همین 
31 ارديبهشت 1395

از تو برای تو مینویسم

جوجه خوشکلیه مامان و بابایی .....قربون اون قد وبالات برم. بابایی همین حالا زنگ زده و برات دلتنگه از راه دور برات بوس فرستاده  یکم نق نقو شدی شاید تو این ماه دندونات سر بزنه بیرون  عزیزم.
19 ارديبهشت 1395

مغز بادوم مامانی آندیا خانم

سلام   دخترم سلام بروی ماهت  و چشمای سیاهت دیگه کامل چهار دست و پا میری یه  کوچولو هم رو پاهات می ایستی دوستت دارم شیرینم بابایی اینقد بهت  وابسته شده که همش,دلش برات تنگ میشه خیلی نازی  تو رو روک هم راه میری   دیگه امروز هشت ماهت تموم شد  چشم نخوری مامان جون  دورت بگرده مامانی,
17 ارديبهشت 1395
1